عاشقانه ها

اشعار من

 

سلام

 

نوشته شده در ساعت توسط م .ف|

 

مـی‌نـوشمت کــه تشنگــی‌ام بیشتــر شود

آب از تماس با عطشــم شعلــه‌ور شــود

آنگاه بی‌ مضایقــه ‌تــر نعــره مــی ‌کشم

تا آسمـان ِ کــر شــده هــم با خبــر شـود

آن‌قــدرها سکــوت تــو را گـوش می‌دهم

تا گــوشــم از شنیــدن ِ بسیــار کـر شود

تو در منی و شعــرم اگـر حافظانه نیست

عشقت نه سرسریست که ازسربه درشود

 آرامشــم همیشـــه مــرا رنــج داده ‌است

شورخطر کجاست که رنجم به سر شود؟

مــرهــم به زخـم ِ بسته که راهی نمی‌برد

کاشا که عشــق مختصــری نیشتــر شـود

محمد علی بهمنی

نوشته شده در ساعت توسط م .ف| |


قالب رايگان وبلاگ پيجك دات نت